السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

706

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

شكست ديد و در حالى كه ( مالك اشتر ) فرماندهء سلحشور امام بيش از چند قدم با خيمهء معاويه فاصله نداشت ، معاويه در مشورت با مشاور مكّار خود ، عمرو عاص ترفند جديدى به كار بست و على رغم اينكه در آغاز جنگ پيشنهاد حكميّت قرآن را از سوى امام على ( ع ) ردّ كرده بود ، اينك كه خود را در آستانهء نابودى مىديد به سپاه خود فرمان داد قرآنها را بر فراز نيزهء خود بالا برند و خواستار حكميّت قرآن شوند ، با اين اقدام نيرنگ آميز جنگجويان هشيار سپاه امام مثل مالك اشتر و عمرو بن حمق فريب نخوردند و گفتند : شاميان به جزع و فزع دچار شده‌اند و نبايد به آنها فرصت داد ، امّا اكثريت جاهل و نادان سپاه كه از ادامهء جنگ به ستوه آمده بودند ، گفتند : ما از جنگ خسته‌شده‌ايم و اكنون كه آنها قرآن را به حكميّت بر افراشته‌اند ، ما هرگز با قرآن نخواهيم جنگيد ! هر چه امام ( ع ) آنها را نصيحت كرد و به ايشان مژده پيروزى داد ، ثمرى نداشت ، نيروى جهل و عصبيّت آنان قويتر بود ! تا آنجا كه امام به مالك نامه نوشت : اگر مىخواهى مرا زنده ببينى ، نبرد را رها كن و به سوى من باز گرد و اين چنين بود كه در يك قدمى پيروزى مكر و نيرنگ معاويه با چهل و نادانى سپاه كوفه دست بدست هم داد و باعث شد امام به حكميّت رضايت دهد . براى حكميّت ، معاويه ، عمرو بن عاص اين مكّار معروف را كه به طمع ولايت مصر همداستان او شده بود ، به نمايندگى خود برگزيد ، امّا در حالى كه امام ، عبد اللَّه بن عباس را براى اين منظور انتخاب كرده بود ، اشعث سر كردهء منافقان نفوذى سپاه امام ، ابن عباس را ردّ كرد و بر انتخاب ابو موسى اشعرى پا فشارى نمود ، ابو موسى مردى ساده لوح و سبك مغز بود كه با اندكى تعريف و تمجيد مزوّرانه از جانب عمرو عاص به راحتى فريب خورد ، او كسى بود كه كينه امام را در دل داشت و مردم را از يارى دادن آن حضرت منع مىكرد ، امّا نيروى جهل و كفر حكميّت او را بر امام تحميل نمود و در جريان مقابلهء او با عمرو عاص آن رسوايى تاريخى به بار آمد و براحتى بيرون آوردن يك انگشتر آن خبيث سبك مغز امام ( ع ) را از خلافت بر كنار كرد و عمرو عاص حيله‌گر ( على رغم توافق قبلى دروغين با ابو موسى ) هم ، براحتى در انگشت كردن يك انگشترى معاويه را بر خلافت منصوب نمود ! بدينسان جنگ صفين به نفع معاويه و يارانش با پيمان صلح به پايان رسيد ، در حالى كه امضاى اين پيمان صلح ، سر آغاز وقوع فتنه‌اى ديگر براى حكومت نوپاى امام ( ع ) بود .